به دلایل زیر وبلاگ را بروز نمیکنم
1 اینتر نت حسابی ندارم
2 وقت ندارم
امیدوارم این مشکلات حل بشوند...
1نامه اساتید زبان فارسی به وزیر ارتباطات
2دنیا
3اعتکاف
4.زندگینامه
5.مسایل سیاسی
6.حسن ظن خدا مردم
7. برخورد با مساکین سایلین
8.اسمهای عجیب:ممد ارشیا
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
به درک وارد شدن دومی
و
آغاز امامت حضرت ولی عصر علیه السلام مبارک باد
غ مثل غیرت
این پست پس از تلاشها و تحقیقات بسیار بالاخره به این صورت در آمد:
مردان ایران بسیار غیور هستند و کسی نباید در آن شک کند.
اینکه در جامعه ما بی حجابی و بد حجابی دیده نمیشود دلیلش همین غیرت زیاد است!
اگر غیرت نبود که عروسیهای ما اینقدر سالم برگزار نمیشد:عروس خانم با حجاب کامل،خانمها قبل از خروج از عروسی آرایشها را پاک میکنند و اصلا چشم هیچ مرد و زنی به هم نمی افتد...
شما اگر پشت گوشتان را دیدید شاید یک خانمی را هم که پیش یک آقا میرود برای سونوگرافی ببینید
شما حتی اگر پشت گوشتان را ببینید امکان ندارد یک مرد را در یک زایشگاه ببینید.
اگر شنیدید در یک زایشگاه مردان بالای سر زن حامله می آیند باور نکنید اینها شایعات دشمن است.آخر در مملکتی که در روستاهای دور افتاده هم خانمها ماما و متخصص هستند ممکن است چنین اتفاقاتی بیفتد؟
شما اگر از صبح تا شب در مطب پزشکان بچرخید امکان ندارد ببینید یک خانم به متخصص مرد مراجعه کرده باشد.الحمد لله خانمها اینقدر متخصص و غیر متخصص دارند که نیازی به مردان ندارند.
یکی از روحانیون میگفتند:در یک بیمارستان دیدم یک خانمی بدون هیچ پوششی روی تخت خوابیده بود و پزشک مرد در حال توضیح دادن برای دانشجویان پسر بود...وقتی هم به آنها گفتم کارشما شرعی نیست گفتند:پس ما چطور متخصص شویم؟!
بنده عرض کردم شما حتما خواب دیده اید چون امکان ندارد در جامعه پزشکی ما چنین اتفاقاتی بیفتد!
مگر غیرت مردان ما اجازه میدهد ما فکرش را هم بکنیم؟!
یکی از ائمه جمعه میفرمودند:یک مرد(نامرد) آمد پیش من گفت :یک روز بعد از عروسی...(حذف شد)
گفتم: ای آقا!با شما مزاح کرده شما چرا باور میکنید؟این اتفاقات در اروپا هم نمی افتد شما چطور باور میکنید که در مملکت ما اینگونه شود؟!!!
در یکی از شهرستانها یک خانم دانشجو میگفتند :تورا به خدا کمک کنید
یکی از اساتید دانشگاه ما به شدت مشکل اخلاقی دارد و به خانمهایی که با او راه نیان نمره نمیده حتی سه نقطه(احتمالا منظورش از سه نقطه این بوده که با خانمها شوخی هم می کند یا یک چیزی تو همین مایه ها)و بعضی از خانمها بخاطر سه نقطه این استاد خون گریه میکردند...
من این خانم را از شایعه پراکنی بر حذر داشتم و گفتم :امکان ندارد مرد ایرانی آن هم استاد دانشگاه و متاهل چنین فکری به ذهنش خطور کند این حرفها چیه که شما میزنید؟!!!
یک تماس تلفنی داشتم که میگفتند:یک خانم و آقای متاهل...(حذف شد)
اما من که باور نکردم و مطمئنم اینها اشتباه میکنند!
اتفاقا در سوالات اینترنتی هم این موارد زیاد شده و ازین سوالها خیلی میپرسند اما فکر کرده اند ما ساده ایم و باور میکنیم.اینها عده ای از افراد مزدور هستند که میخواهند از مشاوره های اینترنتی سوءاستفاده کنند و محیط جامعه ما را بد جلوه دهند .
اما کور خوانده اند ما زرنگتر ازین حرفها هستیم!
شایعات در این زمینه خیلی زیاد است اما شما باور نکنید.
بنده خودم خیلی ازین شایعه ها را باچشم خودم دیدم اما باور نکرده ام!
یک آقای روحانی در منبرش درباره غیرت صحبت کرده بود ،پس از منبر به او اعتراض کرده بودند.
من گفتم:اعتراضشان وارد است! شما خجالت نمیکشید که برای مردان ما از غیرت حرف میزنید؟مگر کوچکترین بی غیرتی در این کشور دیده اید ؟ در جامعه ای که غیرت در آن فوج میزند این حرفها چه معنایی دارد؟!
شما باید از انسانهای متحجر حرف بزنید. مشکل مملکت ما این متحجر ها هستند:
کسانی که به دخترشان میگویند در شهر خود ما دانشگاه برو
کسانی که اجازه نمیدهند همسرشان تنها به بازار یا جاهای دیگر برود
حتی بعضی از این انسانهای متحجر در مهمانیها محل نشستن خانمها و آقایان را جدا میکنند!
اینکه مرد همسرش را جلوی مردان دیگر با اسم کوچک صدا نمیزند و میگوید مادر فلانی یا حاج خانم عین تحجر و دگم بودن است.
و خیلی دیگر ازین موارد که خودتان بهتر از من میدانید.
درد جامعه ما از این تحجر هاست. همه بدبختی ما ازین دگم بازیهاست.انسان دلش خون میشود وقتی میبیند در جامعه به این پاکی مرد به همسر و دخترش میگوید:در خیابان آرایش نکن!
دو تا آقا میگفتند: ما به همسرانمان گفتیم:چادر را بردارید و مانتویی شوید اما قبول نکردند
ببینید مرد روشنفکر و زن امل را.
اگر این خانم ها هم در دانشگاههای ما درس خوانده بودند این افکار قدیمی و پوچ از ذهنشان خارج میشد.
....................................
زنده باد غیرت مرده باد تحجر
در پایان از اینکه وقت شما را گرفتم معذرت میخواهم.اما بخاطر وجود شایعاتی در این زمینه بنده لازم دیدم مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بزنم.
یکی از عزیزان سوالی درباره ظهور امام عصر علیه السلام مطرح کردند.این مطلب درجواب ایشان میباشد.
متن سوال:
ما یه سری علائم حتمی برای ظهور داریم مثلا قیام سفیانی،قتل نفس زکیه،قیام یمانی،خراسانی،و یه چیز دیگه که نمیدونم چیه ...
ومیدونیم که این اتفاقها حتما میفته؛تا حضرت ولی عصر(عج)ظهور کنن...
و همیشه شبهای جمعه که نه همیشه دعا میکنیم این جمعه جمعه ی ظهور باشه ولی طبق احادیث ائمه(ع)میدونیم که شب 27 رجب حضرت ظهور میکنن و روز عاشورا قیام جهانیشونه...
سوالم اینه:
حالا که سفیانی بلند نشده و قیام که نه شروع به جنگ نکرده یعنی امسال آقا ظهور نمیکنن؟
.................................................................................................................................................
جواب
ابتدابه تو تبریک میگم که یک منتظر خوب هستی و در این زمینه مطالعه و تحقیق داری...
همانطور که اشاره کردید ما علائم ظهور را تقسیم میکنیم به علائم قطعی و علائم غیر قطعی
بسیاری از علائم غیر قطعی تا به حال رخ داده اند و برخی هنوز رخ نداده اند و شاید هیچ وقت اتفاق نیفتند شاید هم...
اما نکته مهمی که باید به آن توجه داشت اینست:ما در عقاید شیعه بحثی داریم به نام ((بداء))
بداء یعنی اینکه برخی مسائل و اتفاقات که قرار است اتفاق بیفتد تغییر میکند و اتفاق نمی افتد یا به گونه دیگری اتفاق می افتد.
نمونه بارز آن هم این است که قرار است اتفاق بدی برای ما رخ دهد اما با صدقه دادن بداء حاصل میشود و خداوند آنرا از ما دور میکند.
حالا در بحث علائم ظهور هم ممکن است چنین چیزی رخ دهد یعنی بخاطر اعمال ما خداوند متعال امر فرج امام عصر علیه السلام را نزدیکتر (یا خدای نکرده دورتر) کند.
پس احتمال دارد علائم قطعی هم اتفاق نیفتند ولی ظهور رخ دهد.
اینکه امام عصر علیه السلام در روز 27 رجب یا عاشورا ظهور و قیام میکنند از علائم غیر قطعی است.
حتی ظهور در روز جمعه نیز از علائم غیر قطعی است.ما روایات زیادی داریم که روز شنبه روز ظهور حضرت میباشد.
حالا همان علائم قطعی(مانند خروج سفیانی و قیام سید حسنی و...)نیز ممکن است اتفاق نیفتد و بداء حاصل شود.
پس هر روز هفته ممکن است روز ظهور بشود.و هر لحظه ممکن است حضرت قیام کنند. بنابر این ما هم باید هر لحظه احتمال ظهور را بدهیم و منتظر باشیم.
اما چون روز جمعه روزی است که بهنام حضرت است ما در این روز بیشتر دعا میکنیم و جمعه در ذهن شیعیان نمادی از انتظار گشته وگر نه هر روز و هر لحظه متعلق به حضرت است...
امیدوارم خداوند ما و شما را از منتظران واقعی و زمینه سازان ظهور حضرت قرار دهد.
همیشه موفق باشید
در کتاب نصایح(ترجمه المواعظ العددیه) روایتی آمده با این مضمون:
زمستان بهار مومن است
نویسنده کتاب (مرحوم آیت الله مشکینی) در توضیح آن نوشته اند:
چون زمستان شبهای طولانی دارد مومن میتواند به اندازه کافی استراحت کند و در فرصت مناسب نمازشب بخواند.
عرض میکنم:برداشت زیبایی کرده اند.
علاوه بر این روزهای کوتاهیَ دارد که میتوان به راحتی روزه گرفت . . .
خجالت دنیا و آخرت انسان را تباه میکند
محرومیت:
امیرالمومنین میفرمایند:خجالت با محرومیت همراه است.
لطمه به دین:
به همین خاطر گفته شده :لا حیاء فی الدین
اگر در مسائل دینی خجالت بکشی دینت از دست میره مثلا بعد از سالها میفهمی نمازت اشکال داشته
دروغهایی که انسان از روی خجالت میگوید:مثلا میگن شام خوردی از خجالت میگی:بله!
ضررهای دنیوی
خجالت ضررهای دنیوی زیادی دارد مثلا پول یا کتابی را که خودت لازم داری ازت قرض میگیرن و خجالت میکشی بگی خودم نیاز دارم
و خیلی چیزای دیگر
پس دنیا و آخرتمان را تباه نکنیم
تفاوت خجالت با گستاخی
خجالت نکشیدن بمعنای گستاخی و پررویی نیست
خجالت نکشیدن بمعنای ملاحظه نکردن حال دیگران نیست
...
ماه مبارک رمضان هم تمام شد.
15 روز اول ماه صبح تا ظهر درس و بعد از ظهر ها دوره مهارت افزایی مشاوره داشتم.
نیمه دوم ماه را هم در خدمت مردم شریف رامهرمز (استان خوزستان) بودم.
دوره مهارت افزایی
خدا خیر بدهد این آقای صلواتی را که با 30 هزار تومان ناقابل و کمی تنش و در گیری این دوره را برگزار کرد.
(البته پولش را که ندادیم اگر از حلقوممان بیرون نکشند)
این دوره کوتاه مدت که شامل روانشناسی،جامعه شناسی،مخاطب شناسی،اصول و فنون مشاوره و... بود در نگاه من خیلی تاثیر گذاشت و در نیمه دوم که رفته بودم تبلیغ به من کمک زیادی کرد...
مثل اینکه قرار است ما همش سفرهامون را بنویسیم و به محض اینکه یک سفرنامه تمام میشود باز هم سفر بعد و سفرنامهای دیگر.
سعی میکنم مختصر و مفید بنویسم...
سفرنامه رامهرمز
امام جمعه
امام جمعه فعلی رامهرمز از اساتید بنده هستند و البته یک نسبت فامیلی هم داریم.با دعوت و هماهنگی ایشان به این شهر رفتم.
به این میگن سرمایه گذاری:استاد بزرگ کنیم بفرستیم به جایی برسه، خودمون بریم کنار دستش !
کار اصلی
البته چون از نیمه ماه رفتم کار اصلی من در دبیرستانها بود: هر روز به یک دبیرستان میرفتم و سر کلاسها یا در سالن اجتماعات کمی صحبت میکردیم به سوالهاشون جواب میدادیم و کلی با هم رفیق میشدیم.
خیلی جالب بود: شیطونیهای بچهها،سوالهای ریز ودرشت،عجیبوغریب، صفا و صمیمیت و...
قبلا هم این تجربه را داشتم اما اینبار در شهر جدید و گسترده تر بود...
از اینکه با این جوانها سرو کله میزدم گرچه گاهی خسته و اذیت میشدم اما دوستی با اونا ارزشش را داشت...
با خیلی از جوانهاشون رفیق شدیم حالا ببینیم چقدر سراغمون را میگیرند.
خوف و رجا
در همان روزهای اول متوجه شدم که در میان دبیرستانی ها مخصوصا دخترانه ترس و نگرانی از قیامت و جهنم و... بیشتر است.به همین دلیل از روزهای به بعد سعی کردم بیشتر از نعمتها و لطف الهی صحبت کنم.
بزرگترین مشکل
یک معضل اصلی در میان جوانهای این شهر بود که البته همه جا همین هست و خودتون میدانیدچیه.
خوشبختانه توانستیم با بچهها دوست بشویم و یک نسخه خوبی براشون بپیچیم که همه دانش آموزان راضی و بسیاری از معلمین تشکر کردند...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اول نماز
هرشب نماز جماعت را ابتدای اذان در یک مسجد اقامه میکردم.
جالب بود که به برکت امام جمعه،در کل شهر این مطلب جا افتاده بود: اول نماز بعدا افطار
افطار
هرشب به همراه حاجآقا موسوی فرد(امامجمعه) و دو نفر دیگر از مبلغان که باهم بودیم یک جا افطار دعوت بودیم و با این حال خیلی ها اصرار میکردند که بیا منزل ما...
واقعا خونگرم و مهماننواز هستند
مسجد
جمعیت نسبتا خوب
پیر مردی که گیر میداد...
ما مسمونا خرابه نشینانی هستیم که روی گنج نشسته ایم؛
به اندازه ای ثروت داریم که اگر تا آخر عمرمون این گنجها رو استخراج کنیم و ازون استفاده کنیم بازم برای آیندگان هست.
حالا برخورد ما مسلمانها با این گنج در طول تاریخ چگونه بوده؟
دسته اول :مسلمونایی که ازین گنج خوب استفاده کردن و هم دنیا و هم آخرتشون را آباد کردند .(از صدر اسلام تا چند قرن...)
دسته دوم: مسلمانهایی که میدونستند گنج دارن و به همین دل خوش کردن ودست رودست گذاشتن و فقط پز دادن که ما گنجی داریم چنین و چنان اما اونرا استخراج نکردن یا فقط در حد اینکه نمیرند اکتفا کردن(بعد از اون چند قرن، تا حالا هم بین نسل قدیمی هستن)
دسته سوم:مسلمونایی که اصلا زدن زیرش و گفتند چه گنجی؟ چه کشکی؟ اگر ما گنج داشتیم که این اوضاع فلاکت بار را نداشتیم و اصلا منکر اصل ماجرا شدند...(بعضی نسل جدید)
...............................................................................
البته دسته بندی جامعی نیست ولی تشبیه جالبیه
آیا فلسطینیها چون خودشون زمینهاشون را به یهودیها فروختند حالا گرفتار شدن پس حقشونه؟
در یکی از وبلاگها از اینکه بعضیها میگن حقشونه انتقاد شده بود
ما یک نظری دادیم بعد گفتیم اینجا تو وبلاگ خودمون هم بذاریم:
ما شریک غم همه مظلومان عالم هستیم
البته حقشونه . ولی نه به خاطر اون کاری که اجدادشون انجام دادان
بلکه بخاطر اینکه همین حالا هم یک مشت سنی بزدل ترسو هستند که جرات ندارن جز 2تا دانه سنگ پرت کنند
اینهایی که تلوزیون میذاره همه واقعیت نیست
زمانی که ایرانی ها بعد از انقلاب به اسراییلی ها حمله کردن و چندتا تانک شبانه ازشون غنیمت گرفتن خودشون دو دستی تقدیم کردن...
همین چند ماه پیش بعد از هلاکت صدام حماس و مردم فلسطین تظاهرات کردن و شعار مرگ بر ایران دادن
آدمهایی که این همه شعور ندارن که دوست و دشمن را از هم تشخیص بدن حقشون نیست...؟
خوبه بدانید بعضی علما کمک به فلسطینی ها را حرام دانسته اند چون ناصبی هستند.(بعضی هاشون نه همه)
و...
اما باوجود همه این حرفا ما ازشون حمایت میکنیم
چون در مقابل یهود عنود هستند که هیچ کس بد تر از او نیست
و مساله قدس به خودمون مربوطه نه 4تا فلسطینی
و دلایل دیگر...
[1/1/1387- 1:0 ص] نوشته های آینده
[27/12/1386- 5:54 ع] عید الزهرا مبارک
[9/11/1386- 7:45 ص] غ مثل غیرت
[6/10/1386- 2:3 ع] انتظار ظهور...
[3/10/1386- 1:47 ع] زمستان بهار مومن است
[10/9/1386- 2:21 ع] خجالت
[22/7/1386- 11:2 ص] ماه مبارک چگونه گذشت؟
[29/2/1386- 12:37 ع] خرابه نشینان بر روی گنج
[26/2/1386- 8:15 ع] ما شریک غم همه مظلومان عالم هستیم
[26/1/1386- 4:59 ع] 10 سال بعد در چنین روزی
[24/9/1385- 11:6 ع] گرمی برندت واصلی
[آرشیو شده ها]
بازدید دیروز: 13
کل بازدید :6970
اندکی از آنچه ذهن ما را پر کرده ...
رادیو معارف [10]
تفسیر نور [18]
شبکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف [94]
پایگاه آیت الله سیستانی مدظله العالی [48]
پایگاه آیت الله مکارم [78]
پرسمان [25]
مکتب السید محمد باقر المهری [19]
فرهنگستان زبان فارسی [71]
الغدیر(اشکنان) [68]
[آرشیو(10)]
معضلی به نام دانشگاه آزاد [2]
کمک
شب عید [2]
وحدت [5]
سیزده به در...س
بهار من نیامد
9 ربیع [2]
عشق [8]
سفرنامه بازفت [5]
سفرنامه عمره 1386 [9]
. کشکو ل [10]
اشعار [3]
میثم رشیدی
دانشناپذیر
آب وآتش
استاد بابایی(رئیس انجمن قلم حوزه)
مردم وجامعه
منتظرم تاکه اوبرگردد
فانوس
آینه جادو(سید ابوالفضل محمدی)
مرصاد(مهدی بختیاری)
کیمیای قلم
دولت عاشقی(کبوتر بین الحرمین)
قرار شبانه
حدیث نفس
انتظار(محمد علی پناهی )
دریاچه قو(سید حبیب نظاری)
خلوت دل
آسمان
شاخه طوبی
آدمی که نمیخواد...
نازترین احساس
مکتب امام صادق علیه السلام
گریبان فطرت
.
مهرستان
کلبه عاشقی
یک روحانی
تفحص عشق
تا آسمان
نام: | |
ایمیل: | |
