تحريم اقتصادي رابايد به دو نوع تقسيم کنيم:
نوع اول را که همه مي شناسند اين است که کشور ما را از معامله و ارتباط با ديگران محروم شود و با اين کار سعي کنند آن شرکت يا کشور تحريم شده را در انزوا قرار دهند و او را وادار به پيروي از خواسته هاي خود کنند.
بدون شک اين تحريم اثرات بدي از نظر اقتصادي و رواني دارد اما خيلي اوقات از آنجا که «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد»، ميتواند فوايد زيادي هم داشته باشد از جمله اين که مثلا کشور ما با تحريم کشور هاي غربي ،تکاني به خود بدهد و سعي کند مستقل شود و از امکانات و استعدادهاي خودش بيشتر استفاده کند.
البته اين به معناي آن نيست که بخواهيم اشتباهات و سياست هاي برخي مسؤولين را،توجيه کنيم.
نوع دوم به اين صورت است که کشور آنچنان در ميان محصولات غربي احاطه شده باشد که حتي اگر هم بخواهند از محصولات آنها استفاده کنند نتوانند.
مثلا الان آنچنان کشور خود ما پر شده است از محصولات شرکتهاي حامي اسراييل و يهود که ما نميتوانيم زندگيمان را هم از آن محصولات عاري کنيم.
شما هر گوشي موبايلي که استفاده کنيد ،بالاخره سودي از آن عايد يهود و صهيونيسم ميشود؛اگر نوکيا باشد که همه ميدانند شرکت نوکيا از حاميان اسراييل است.
زيمنس متعلق به مجموعه اي است که قرار بود بخش زيادي از تاسيسات انرژي اتمي بوشهر را راه اندازي کند ولي پول آن را خورد و اين کار را هم نکرد.
سامسونگ متعلق به کشور کره است که قلاده مسؤولين آن دست آمريکاست.
سوني اريکسون و موتورولا و... هم همه به نوعي پولش در جيب دشمنان ما ميرود.
کشورهاي غربي هم ما را از کالاهايي مانند موبايل و آبنبات آدامس محروم نميکنند بلکه هر روز بيشتر سرو کله شرکتهاي غربي و
کالاهاي مصرفي و رفاهي شان پيدا ميشود.
همانطور که آنها ما را تحريم ميکنند و ما را از کالاهاي صنعتي شان محروم ميکنند ما هم بايد کالاهاي تجملاتي و رفاهي آنها را تحريم کنيم.
کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس را که نگاه کنيم خوب ميبينيم که مسؤولين آنها جرات اظهار نظري مخالف آمريکا و اربابهاي غربي را ندارند بخاطر اينکه اگر فقط چند روز تحريم شوند و فقط شوکولات مورد نظرشان را نخورند از غصه(قبل از گرسنگي) دق ميکنند و ميميرند!
پس اين تحريم ها هر از چند وقتي که سر و کله شان پيدا ميشود خيلي خوب است که ما کمي به فکر بيفتيم و آنقدر وابسته نشويم که شوکولات(!) و کالاهاي رفاهي براي ما از استقلالمان مهم تر شود.
به دلايل زير وبلاگ را بروز نميکنم
1 اينتر نت حسابي ندارم
2 وقت ندارم
اميدوارم اين مشکلات حل بشوند...
1نامه اساتيد زبان فارسي به وزير ارتباطات
2دنيا
3اعتکاف
4.زندگينامه
5.مسايل سياسي
6.حسن ظن خدا مردم
7. برخورد با مساکين سايلين
8.اسمهاي عجيب:ممد ارشيا
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلک
به درک وارد شدن دومي
و
آغاز امامت حضرت ولي عصر عليه السلام مبارک باد
غ مثل غيرت
اين پست پس از تلاشها و تحقيقات بسيار بالاخره به اين صورت در آمد:
مردان ايران بسيار غيور هستند و کسي نبايد در آن شک کند.
اينکه در جامعه ما بي حجابي و بد حجابي ديده نميشود دليلش همين غيرت زياد است!
اگر غيرت نبود که عروسيهاي ما اينقدر سالم برگزار نميشد:عروس خانم با حجاب کامل،خانمها قبل از خروج از عروسي آرايشها را پاک ميکنند و اصلا چشم هيچ مرد و زني به هم نمي افتد...
شما اگر پشت گوشتان را ديديد شايد يک خانمي را هم که پيش يک آقا ميرود براي سونوگرافي ببينيد
شما حتي اگر پشت گوشتان را ببينيد امکان ندارد يک مرد را در يک زايشگاه ببينيد.
اگر شنيديد در يک زايشگاه مردان بالاي سر زن حامله مي آيند باور نکنيد اينها شايعات دشمن است.آخر در مملکتي که در روستاهاي دور افتاده هم خانمها ماما و متخصص هستند ممکن است چنين اتفاقاتي بيفتد؟
شما اگر از صبح تا شب در مطب پزشکان بچرخيد امکان ندارد ببينيد يک خانم به متخصص مرد مراجعه کرده باشد.الحمد لله خانمها اينقدر متخصص و غير متخصص دارند که نيازي به مردان ندارند.
يکي از روحانيون ميگفتند:در يک بيمارستان ديدم يک خانمي بدون هيچ پوششي روي تخت خوابيده بود و پزشک مرد در حال توضيح دادن براي دانشجويان پسر بود...وقتي هم به آنها گفتم کارشما شرعي نيست گفتند:پس ما چطور متخصص شويم؟!
بنده عرض کردم شما حتما خواب ديده ايد چون امکان ندارد در جامعه پزشکي ما چنين اتفاقاتي بيفتد!
مگر غيرت مردان ما اجازه ميدهد ما فکرش را هم بکنيم؟!
يکي از ائمه جمعه ميفرمودند:يک مرد(نامرد) آمد پيش من گفت :يک روز بعد از عروسي...(حذف شد)
گفتم: اي آقا!با شما مزاح کرده شما چرا باور ميکنيد؟اين اتفاقات در اروپا هم نمي افتد شما چطور باور ميکنيد که در مملکت ما اينگونه شود؟!!!
در يکي از شهرستانها يک خانم دانشجو ميگفتند :تورا به خدا کمک کنيد
يکي از اساتيد دانشگاه ما به شدت مشکل اخلاقي دارد و به خانمهايي که با او راه نيان نمره نميده حتي سه نقطه(احتمالا منظورش از سه نقطه اين بوده که با خانمها شوخي هم مي کند يا يک چيزي تو همين مايه ها)و بعضي از خانمها بخاطر سه نقطه اين استاد خون گريه ميکردند...
من اين خانم را از شايعه پراکني بر حذر داشتم و گفتم :امکان ندارد مرد ايراني آن هم استاد دانشگاه و متاهل چنين فکري به ذهنش خطور کند اين حرفها چيه که شما ميزنيد؟!!!
يک تماس تلفني داشتم که ميگفتند:يک خانم و آقاي متاهل...(حذف شد)
اما من که باور نکردم و مطمئنم اينها اشتباه ميکنند!
اتفاقا در سوالات اينترنتي هم اين موارد زياد شده و ازين سوالها خيلي ميپرسند اما فکر کرده اند ما ساده ايم و باور ميکنيم.اينها عده اي از افراد مزدور هستند که ميخواهند از مشاوره هاي اينترنتي سوءاستفاده کنند و محيط جامعه ما را بد جلوه دهند .
اما کور خوانده اند ما زرنگتر ازين حرفها هستيم!
شايعات در اين زمينه خيلي زياد است اما شما باور نکنيد.
بنده خودم خيلي ازين شايعه ها را باچشم خودم ديدم اما باور نکرده ام!
يک آقاي روحاني در منبرش درباره غيرت صحبت کرده بود ،پس از منبر به او اعتراض کرده بودند.
من گفتم:اعتراضشان وارد است! شما خجالت نميکشيد که براي مردان ما از غيرت حرف ميزنيد؟مگر کوچکترين بي غيرتي در اين کشور ديده ايد ؟ در جامعه اي که غيرت در آن فوج ميزند اين حرفها چه معنايي دارد؟!
شما بايد از انسانهاي متحجر حرف بزنيد. مشکل مملکت ما اين متحجر ها هستند:
کساني که به دخترشان ميگويند در شهر خود ما دانشگاه برو
کساني که اجازه نميدهند همسرشان تنها به بازار يا جاهاي ديگر برود
حتي بعضي از اين انسانهاي متحجر در مهمانيها محل نشستن خانمها و آقايان را جدا ميکنند!
اينکه مرد همسرش را جلوي مردان ديگر با اسم کوچک صدا نميزند و ميگويد مادر فلاني يا حاج خانم عين تحجر و دگم بودن است.
و خيلي ديگر ازين موارد که خودتان بهتر از من ميدانيد.
درد جامعه ما از اين تحجر هاست. همه بدبختي ما ازين دگم بازيهاست.انسان دلش خون ميشود وقتي ميبيند در جامعه به اين پاکي مرد به همسر و دخترش ميگويد:در خيابان آرايش نکن!
دو تا آقا ميگفتند: ما به همسرانمان گفتيم:چادر را برداريد و مانتويي شويد اما قبول نکردند
ببينيد مرد روشنفکر و زن امل را.
اگر اين خانم ها هم در دانشگاههاي ما درس خوانده بودند اين افکار قديمي و پوچ از ذهنشان خارج ميشد.
....................................
زنده باد غيرت مرده باد تحجر
در پايان از اينکه وقت شما را گرفتم معذرت ميخواهم.اما بخاطر وجود شايعاتي در اين زمينه بنده لازم ديدم مشت محکمي بر دهان ياوه گويان بزنم.
يکي از عزيزان سوالي درباره ظهور امام عصر عليه السلام مطرح کردند.اين مطلب درجواب ايشان ميباشد.
متن سوال:
ما يه سري علائم حتمي براي ظهور داريم مثلا قيام سفياني،قتل نفس زکيه،قيام يماني،خراساني،و يه چيز ديگه که نميدونم چيه ...
وميدونيم که اين اتفاقها حتما ميفته؛تا حضرت ولي عصر(عج)ظهور کنن...
و هميشه شبهاي جمعه که نه هميشه دعا ميکنيم اين جمعه جمعه ي ظهور باشه ولي طبق احاديث ائمه(ع)ميدونيم که شب 27 رجب حضرت ظهور ميکنن و روز عاشورا قيام جهانيشونه...
سوالم اينه:
حالا که سفياني بلند نشده و قيام که نه شروع به جنگ نکرده يعني امسال آقا ظهور نميکنن؟
.................................................................................................................................................
جواب
ابتدابه تو تبريک ميگم که يک منتظر خوب هستي و در اين زمينه مطالعه و تحقيق داري...
همانطور که اشاره کرديد ما علائم ظهور را تقسيم ميکنيم به علائم قطعي و علائم غير قطعي
بسياري از علائم غير قطعي تا به حال رخ داده اند و برخي هنوز رخ نداده اند و شايد هيچ وقت اتفاق نيفتند شايد هم...
اما نکته مهمي که بايد به آن توجه داشت اينست:ما در عقايد شيعه بحثي داريم به نام ((بداء))
بداء يعني اينکه برخي مسائل و اتفاقات که قرار است اتفاق بيفتد تغيير ميکند و اتفاق نمي افتد يا به گونه ديگري اتفاق مي افتد.
نمونه بارز آن هم اين است که قرار است اتفاق بدي براي ما رخ دهد اما با صدقه دادن بداء حاصل ميشود و خداوند آنرا از ما دور ميکند.
حالا در بحث علائم ظهور هم ممکن است چنين چيزي رخ دهد يعني بخاطر اعمال ما خداوند متعال امر فرج امام عصر عليه السلام را نزديکتر (يا خداي نکرده دورتر) کند.
پس احتمال دارد علائم قطعي هم اتفاق نيفتند ولي ظهور رخ دهد.
اينکه امام عصر عليه السلام در روز 27 رجب يا عاشورا ظهور و قيام ميکنند از علائم غير قطعي است.
حتي ظهور در روز جمعه نيز از علائم غير قطعي است.ما روايات زيادي داريم که روز شنبه روز ظهور حضرت ميباشد.
حالا همان علائم قطعي(مانند خروج سفياني و قيام سيد حسني و...)نيز ممکن است اتفاق نيفتد و بداء حاصل شود.
پس هر روز هفته ممکن است روز ظهور بشود.و هر لحظه ممکن است حضرت قيام کنند. بنابر اين ما هم بايد هر لحظه احتمال ظهور را بدهيم و منتظر باشيم.
اما چون روز جمعه روزي است که بهنام حضرت است ما در اين روز بيشتر دعا ميکنيم و جمعه در ذهن شيعيان نمادي از انتظار گشته وگر نه هر روز و هر لحظه متعلق به حضرت است...
اميدوارم خداوند ما و شما را از منتظران واقعي و زمينه سازان ظهور حضرت قرار دهد.
هميشه موفق باشيد
در کتاب نصايح(ترجمه المواعظ العدديه) روايتي آمده با اين مضمون:
زمستان بهار مومن است
نويسنده کتاب (مرحوم آيت الله مشکيني) در توضيح آن نوشته اند:
چون زمستان شبهاي طولاني دارد مومن ميتواند به اندازه کافي استراحت کند و در فرصت مناسب نمازشب بخواند.
عرض ميکنم:برداشت زيبايي کرده اند.
علاوه بر اين روزهاي کوتاهيَ دارد که ميتوان به راحتي روزه گرفت . . .
خجالت دنيا و آخرت انسان را تباه ميکند
محروميت:
اميرالمومنين ميفرمايند:خجالت با محروميت همراه است.
لطمه به دين:
به همين خاطر گفته شده :لا حياء في الدين
اگر در مسائل ديني خجالت بکشي دينت از دست ميره مثلا بعد از سالها ميفهمي نمازت اشکال داشته
دروغهايي که انسان از روي خجالت ميگويد:مثلا ميگن شام خوردي از خجالت ميگي:بله!
ضررهاي دنيوي
خجالت ضررهاي دنيوي زيادي دارد مثلا پول يا کتابي را که خودت لازم داري ازت قرض ميگيرن و خجالت ميکشي بگي خودم نياز دارم
و خيلي چيزاي ديگر
پس دنيا و آخرتمان را تباه نکنيم
تفاوت خجالت با گستاخي
خجالت نکشيدن بمعناي گستاخي و پررويي نيست
خجالت نکشيدن بمعناي ملاحظه نکردن حال ديگران نيست
...
ماه مبارک رمضان هم تمام شد.
15 روز اول ماه صبح تا ظهر درس و بعد از ظهر ها دوره مهارت افزايي مشاوره داشتم.
نيمه دوم ماه را هم در خدمت مردم شريف رامهرمز (استان خوزستان) بودم.
دوره مهارت افزايي
خدا خير بدهد اين آقاي صلواتي را که با 30 هزار تومان ناقابل و کمي تنش و در گيري اين دوره را برگزار کرد.
(البته پولش را که نداديم اگر از حلقوممان بيرون نکشند)
اين دوره کوتاه مدت که شامل روانشناسي،جامعه شناسي،مخاطب شناسي،اصول و فنون مشاوره و... بود در نگاه من خيلي تاثير گذاشت و در نيمه دوم که رفته بودم تبليغ به من کمک زيادي کرد...
مثل اينکه قرار است ما همش سفرهامون را بنويسيم و به محض اينکه يک سفرنامه تمام ميشود باز هم سفر بعد و سفرنامهاي ديگر.
سعي ميکنم مختصر و مفيد بنويسم...
سفرنامه رامهرمز
امام جمعه
امام جمعه فعلي رامهرمز از اساتيد بنده هستند و البته يک نسبت فاميلي هم داريم.با دعوت و هماهنگي ايشان به اين شهر رفتم.
به اين ميگن سرمايه گذاري:استاد بزرگ کنيم بفرستيم به جايي برسه، خودمون بريم کنار دستش !
کار اصلي
البته چون از نيمه ماه رفتم کار اصلي من در دبيرستانها بود: هر روز به يک دبيرستان ميرفتم و سر کلاسها يا در سالن اجتماعات کمي صحبت ميکرديم به سوالهاشون جواب ميداديم و کلي با هم رفيق ميشديم.
خيلي جالب بود: شيطونيهاي بچهها،سوالهاي ريز ودرشت،عجيبوغريب، صفا و صميميت و...
قبلا هم اين تجربه را داشتم اما اينبار در شهر جديد و گسترده تر بود...
از اينکه با اين جوانها سرو کله ميزدم گرچه گاهي خسته و اذيت ميشدم اما دوستي با اونا ارزشش را داشت...
با خيلي از جوانهاشون رفيق شديم حالا ببينيم چقدر سراغمون را ميگيرند.
خوف و رجا
در همان روزهاي اول متوجه شدم که در ميان دبيرستاني ها مخصوصا دخترانه ترس و نگراني از قيامت و جهنم و... بيشتر است.به همين دليل از روزهاي به بعد سعي کردم بيشتر از نعمتها و لطف الهي صحبت کنم.
بزرگترين مشکل
يک معضل اصلي در ميان جوانهاي اين شهر بود که البته همه جا همين هست و خودتون ميدانيدچيه.
خوشبختانه توانستيم با بچهها دوست بشويم و يک نسخه خوبي براشون بپيچيم که همه دانش آموزان راضي و بسياري از معلمين تشکر کردند...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اول نماز
هرشب نماز جماعت را ابتداي اذان در يک مسجد اقامه ميکردم.
جالب بود که به برکت امام جمعه،در کل شهر اين مطلب جا افتاده بود: اول نماز بعدا افطار
افطار
هرشب به همراه حاجآقا موسوي فرد(امامجمعه) و دو نفر ديگر از مبلغان که باهم بوديم يک جا افطار دعوت بوديم و با اين حال خيلي ها اصرار ميکردند که بيا منزل ما...
واقعا خونگرم و مهماننواز هستند
مسجد
جمعيت نسبتا خوب
پير مردي که گير ميداد...
ما مسمونا خرابه نشيناني هستيم که روي گنج نشسته ايم؛
به اندازه اي ثروت داريم که اگر تا آخر عمرمون اين گنجها رو استخراج کنيم و ازون استفاده کنيم بازم براي آيندگان هست.
حالا برخورد ما مسلمانها با اين گنج در طول تاريخ چگونه بوده؟
دسته اول :مسلمونايي که ازين گنج خوب استفاده کردن و هم دنيا و هم آخرتشون را آباد کردند .(از صدر اسلام تا چند قرن...)
دسته دوم: مسلمانهايي که ميدونستند گنج دارن و به همين دل خوش کردن ودست رودست گذاشتن و فقط پز دادن که ما گنجي داريم چنين و چنان اما اونرا استخراج نکردن يا فقط در حد اينکه نميرند اکتفا کردن(بعد از اون چند قرن، تا حالا هم بين نسل قديمي هستن)
دسته سوم:مسلمونايي که اصلا زدن زيرش و گفتند چه گنجي؟ چه کشکي؟ اگر ما گنج داشتيم که اين اوضاع فلاکت بار را نداشتيم و اصلا منکر اصل ماجرا شدند...(بعضي نسل جديد)
...............................................................................
البته دسته بندي جامعي نيست ولي تشبيه جالبيه
[آرشيو شده ها]
[18/2/1387- 2:3 ع] معذرت
[1/1/1387- 1:0 ص] نوشته هاي آينده
[27/12/1386- 5:54 ع] عيد الزهرا مبارک
[9/11/1386- 7:45 ص] غ مثل غيرت
[6/10/1386- 2:3 ع] انتظار ظهور...
[3/10/1386- 1:47 ع] زمستان بهار مومن است
[10/9/1386- 2:21 ع] خجالت
[22/7/1386- 11:2 ص] ماه مبارک چگونه گذشت؟
[29/2/1386- 12:37 ع] خرابه نشينان بر روي گنج
[26/2/1386- 8:15 ع] ما شريک غم همه مظلومان عالم هستيم
[26/1/1386- 4:59 ع] 10 سال بعد در چنين روزي
[24/9/1385- 11:6 ع] گرمي برندت واصلي
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 12
کل بازديد :7426
اندکي از آنچه ذهن ما را پر کرده ...
راديو معارف [14]
تفسير نور [21]
شبکه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف [107]
پايگاه آيت الله سيستاني مدظله العالي [53]
پايگاه آيت الله مکارم [90]
پرسمان [26]
مکتب السيد محمد باقر المهري [20]
فرهنگستان زبان فارسي [77]
الغدير(اشکنان) [81]
[آرشيو(10)]
معضلی به نام دانشگاه آزاد [2]
کمک
شب عید [2]
وحدت [5]
سیزده به در...س
بهار من نیامد
9 ربیع [2]
عشق [8]
سفرنامه بازفت [5]
سفرنامه عمره 1386 [9]
. کشکو ل [10]
اشعار [3]
حامد
ميثم رشيدي
دانشناپذير
آب وآتش
استاد بابايي(رئيس انجمن قلم حوزه)
مردم وجامعه
منتظرم تاکه اوبرگردد
فانوس
آينه جادو(سيد ابوالفضل محمدي)
مرصاد(مهدي بختياري)
کيمياي قلم
دولت عاشقي(کبوتر بين الحرمين)
قرار شبانه
حديث نفس
انتظار(محمد علي پناهي )
خلوت دل
آسمان
شاخه طوبي
آدمي که نميخواد...
نازترين احساس
مکتب امام صادق عليه السلام
گريبان فطرت
.
مهرستان
کلبه عاشقي
يک روحاني
تفحص عشق
تا آسمان
نام: | |
ايميل: | |
